ارقام کار کودکان بدتر از آن است که فکر مي کرديم. مطابق نتايج ارائه شده از سرشماري نفوس و مسکن سال 1385 که توسط مرکز آمار ايران انتشار يافته است، بيش از يک ميليون و ششصد و هشتاد هزار کودک بين 10 تا 18 سال جزو جمعيت فعال به شمار مي روند، يعني نزديک به 8/12 درصد از کل جمعيت در اين سن، با احتساب تعداد افراد خانه دار در اين رده سني، قريب به 20 درصد کودکان 10 تا 18 سال ما مشغول به کار هستند و جالب اينکه فقط حدود 6/72 درصد کودکان و اين رده سني مشغول به تحصيل مي باشند، اين نسبت درمورد پسران 6/73 و در خصوص دختران 7/71 درصد است. جالب است که بدانيم نسبت کودکان کار در اين رده سني به کل جمعيت در نقاط شهري حدود 15 درصد و در نقاط روستايي نزديک به 29 درصد است.
در جدول زير خلاصه اي از اين آمار ارائه شده است:
نفر- درصد
|
|
کل جمعيت 18-10 سال |
جمعيت فعال (شاغل و بيکار) |
خانه دار |
محصل |
|
تعداد |
13253665 |
1681388 |
915251 |
9627993 |
|
درصد |
100 |
7/12 |
6/۷ |
6/72 |
(لازم به ذکر است ما به التفاوت تعداد و درصد شامل درآمد بدون کار، ساير و اظهار نشده است)
با اين وضعيت آيا تلاشهاي اندک سازمانهايي چون بهزيستي و يا سازمانهاي غير دولتي مي تواند آينده روشني براي کودکانمان ترسيم کند؟ به نظر مي رسد پاسخ منفي باشد. چرا که کل آمارهاي ارائه شده توسط بهزيستي در اين خصوص کمتر از دودرصد اين جمعيت انبوه را در بر مي گيرد. جمعيت انبوهي که با ساز و کارهاي موجود هر روز به تعداد آن افزوده تر مي شود و نه تنها کودکي امروز اين کودکان قرباني و تباه مي شود، که زندگي آينده آنها به صورت جدي با فقر و دهها آسيب ديگر که همراه فقر است، دست به گريبان است. در واقع ارقام بيانگر اين نکته تلخ است، که چرخه فقر در آينده با قدرت بيشتري به توليد مي پردازد. آيا سازمانهاي غير دولتي مسئولند که نتوانسته اند اين چرخه را کند کنند؟ ظرفيت آنها براي جذب و ياري به اين کودکان جقدر است؟ گرچه پرداختن به اين کودکان امري ”خير“ است که بسياري به آن مشغولند، اما نبايد به منشا اين سري که براي کم رنگ کردن آن ”خير“ لازم مي آيد، بيشتر توجه کرد؟ و دهها سوال ديگر ... .
به نظر مي رسد چه از جنبه مباحث حرفه اي در موضوعات توسعه کشور به موضوع نگاه شود و چه از جنبه هاي اقتصادي و هزينه و فايده اقتصادي و چه از منظر مسئوليت دولت و حوزه هاي اجتماعي، ضروري است به اين موضوع به صورت جدي تري نگاه شود. وضعيت درآمدي کشور از بخش نفت در بالاترين ارقام تاريخي خود قرار دارد و تخصيص اعتبارات لازم به اين موضوع از جمله توجيه پذيرترين گزينه هايي است، که دولت بايد به آن توجه کند. گرچه کودکان، به عنوان ضعيف ترين حلقه هاي اجتماعي، تريبوني براي بيان خواسته هايشان ندارند، گرچه آنها در زمان آسيب ها، جزو آسيب پذيري افراد محسوب مي شود و البته در هنگام توزيع نعمات از اين جايگاه برخوردار نيستند، و گرچه امکان تشکل و سازماندهي ندارند، اما بر حوزه هاي درگير در اين موضوع لازم است که به انساني ترين وظيفه خود، يعني دفاع از اين کودکان و البته دفاع از کودک در کشورمان، يا پيش بگذارند و با طرح ابعاد واقعي مسئله، که البته داراي ابعاد گسترده و بزرگي استف اذهان عمومي و به تبع آن سياست گذاران و برنامه ريزان به اين امر واقف و حساس سازند.
باور داريم که کار کودکان از جمله زيان بارترين موضوعاتي است که در حوزه مسائل اجتماعي مي تواند اتفاق بيفتد، کار کودکان هم معلول مناسبات و ساز و کارهاي غلط اقتصادي و اجتماعي است و مولد آسيب هاي اجتماعي ديگر. کار کودک مخرب وجه انساني جامعه است، و پيشگيري از آن از مهم ترين وظايف جامعه است مهمترين وظيفه، نه فقط از بعد اخلاقي، که وجوه ديگر مرتبط با توسعه کشور نيز گواهي بر اين اهميت است.