۱.اورژانس اجتماعی یک بار در زمان آقای خاتمی افتتاح شده بود.افتتاح مجدد آ ن مبارک.
۲.خط ۱۲۳ (که شماره آن به پیشنهاد انجمن حمایت از حقوق کودکان بود)نزدیک به سه سال است که مشغول به کار میباشد.
۳.خط ۱۲۳ علیرغم گفته وزیر یک خط مشاوره ای نیست یک خط مداخله در بحران است.
۴.خط ۱۲۳ اساسا برای یاری کودکان راه اندازی شده است و تعمیم آن به عموم آسیب های اجتماعی چندان منطقی نیست.به نظر میرسد اشتباهی صورت گرفته و خط ۱۴۸ با ۱۲۳ اشتباه گرفته شده است.
۵.گفته شده که ۵۰ اتومبیل از ۱۰۰ اتومبیل در گمرک مانده و دارد کارهای ترخیص آن صورت میگیرد .با توجه به اهمیت موضوع این در گمرک ماندن هم قابل تعمق است.
۶.آقای وزیر فرمودند که درصددیم این خودروها اولین ماشینی باشند که جلوی دختران فراری توقف میکنند.من هم امیدوارم.اما این رویکرد با توجه به تعریف گسترده ای که ایشان در خصوص وظایف این خودروهایی کهتازه ۵۰ تای ؟آن در گمرک مانده است.یک نوع کوچک شمردن مسائل و آسیب های اجتماعی است.
....این تقسیم بندی آسیب ها به آسیب های بومی و غیر بومی هم از اون مقولات جالب بود.
توصیه میکنم برای امتحان یک زنگی به ۱۲۳ بزنید و یکی از ؟آسیب های دور و برتان را بگویید .به نظرم نتیجه زیاد جالب نخواهد بود.ما نزدیک ۲ سال است که به نوعی با این خط در ارتباطیم.
در زمستان کمبود گاز داشتیم و حالا کمبود برق.کارشناسان سازمان مدیریت سابق در بهار سال گذشته هشدار داداه بودند که اگر به فکر نباشیم در زمستان دچار کمبود بگاز خواهیم شد که شدیم.هواشناسی هم اعلام کرد که ما در سال گذشته در خصوص خشکسالی هشدار داده بودیم و به وزارت نیرو هم اعلام کرده بودیم اما خوب کسی گوش نداد.اموروز یکی از کارشناسان هواشناسی گفته که وزارت نیرو در زمستان برای تولید برق از ابهای پشت سدها زیاد استفاده کرده اند بنابر این الان دچار کمبود آب هم هستیم.اثر پروانه ای را می بینید.مسولان محترم له حرف کارشناسان گوش نمیدهند اول کمبود گاز پیدا می کنیم برای جبران آن برق آبی تولید میکنیم حالا هم کمبود برق داریم هم کمبود آب.
پودر لباسشویی هم گران شد و هم کم.احتمال قوی این بلا سر دیگر مواد شوینده هم می اید.در نتیجه میزان بیماری ها افزایش خواهد یافت قیمت داروها هم که به شدت افزایش پیدا کرده است.....
تازه ترکیه هم برای قطع گاز ادعای یک میلیارد خسارت کرده.
امسال سال تبلور سیاست های دولت نهم است.مواظب خودتون باشید.
ارقام کار کودکان بدتر از آن است که فکر مي کرديم. مطابق نتايج ارائه شده از سرشماري نفوس و مسکن سال 1385 که توسط مرکز آمار ايران انتشار يافته است، بيش از يک ميليون و ششصد و هشتاد هزار کودک بين 10 تا 18 سال جزو جمعيت فعال به شمار مي روند، يعني نزديک به 8/12 درصد از کل جمعيت در اين سن، با احتساب تعداد افراد خانه دار در اين رده سني، قريب به 20 درصد کودکان 10 تا 18 سال ما مشغول به کار هستند و جالب اينکه فقط حدود 6/72 درصد کودکان و اين رده سني مشغول به تحصيل مي باشند، اين نسبت درمورد پسران 6/73 و در خصوص دختران 7/71 درصد است. جالب است که بدانيم نسبت کودکان کار در اين رده سني به کل جمعيت در نقاط شهري حدود 15 درصد و در نقاط روستايي نزديک به 29 درصد است.
در جدول زير خلاصه اي از اين آمار ارائه شده است:
نفر- درصد
|
|
کل جمعيت 18-10 سال |
جمعيت فعال (شاغل و بيکار) |
خانه دار |
محصل |
|
تعداد |
13253665 |
1681388 |
915251 |
9627993 |
|
درصد |
100 |
7/12 |
6/۷ |
6/72 |
(لازم به ذکر است ما به التفاوت تعداد و درصد شامل درآمد بدون کار، ساير و اظهار نشده است)
با اين وضعيت آيا تلاشهاي اندک سازمانهايي چون بهزيستي و يا سازمانهاي غير دولتي مي تواند آينده روشني براي کودکانمان ترسيم کند؟ به نظر مي رسد پاسخ منفي باشد. چرا که کل آمارهاي ارائه شده توسط بهزيستي در اين خصوص کمتر از دودرصد اين جمعيت انبوه را در بر مي گيرد. جمعيت انبوهي که با ساز و کارهاي موجود هر روز به تعداد آن افزوده تر مي شود و نه تنها کودکي امروز اين کودکان قرباني و تباه مي شود، که زندگي آينده آنها به صورت جدي با فقر و دهها آسيب ديگر که همراه فقر است، دست به گريبان است. در واقع ارقام بيانگر اين نکته تلخ است، که چرخه فقر در آينده با قدرت بيشتري به توليد مي پردازد. آيا سازمانهاي غير دولتي مسئولند که نتوانسته اند اين چرخه را کند کنند؟ ظرفيت آنها براي جذب و ياري به اين کودکان جقدر است؟ گرچه پرداختن به اين کودکان امري ”خير“ است که بسياري به آن مشغولند، اما نبايد به منشا اين سري که براي کم رنگ کردن آن ”خير“ لازم مي آيد، بيشتر توجه کرد؟ و دهها سوال ديگر ... .
به نظر مي رسد چه از جنبه مباحث حرفه اي در موضوعات توسعه کشور به موضوع نگاه شود و چه از جنبه هاي اقتصادي و هزينه و فايده اقتصادي و چه از منظر مسئوليت دولت و حوزه هاي اجتماعي، ضروري است به اين موضوع به صورت جدي تري نگاه شود. وضعيت درآمدي کشور از بخش نفت در بالاترين ارقام تاريخي خود قرار دارد و تخصيص اعتبارات لازم به اين موضوع از جمله توجيه پذيرترين گزينه هايي است، که دولت بايد به آن توجه کند. گرچه کودکان، به عنوان ضعيف ترين حلقه هاي اجتماعي، تريبوني براي بيان خواسته هايشان ندارند، گرچه آنها در زمان آسيب ها، جزو آسيب پذيري افراد محسوب مي شود و البته در هنگام توزيع نعمات از اين جايگاه برخوردار نيستند، و گرچه امکان تشکل و سازماندهي ندارند، اما بر حوزه هاي درگير در اين موضوع لازم است که به انساني ترين وظيفه خود، يعني دفاع از اين کودکان و البته دفاع از کودک در کشورمان، يا پيش بگذارند و با طرح ابعاد واقعي مسئله، که البته داراي ابعاد گسترده و بزرگي استف اذهان عمومي و به تبع آن سياست گذاران و برنامه ريزان به اين امر واقف و حساس سازند.
باور داريم که کار کودکان از جمله زيان بارترين موضوعاتي است که در حوزه مسائل اجتماعي مي تواند اتفاق بيفتد، کار کودکان هم معلول مناسبات و ساز و کارهاي غلط اقتصادي و اجتماعي است و مولد آسيب هاي اجتماعي ديگر. کار کودک مخرب وجه انساني جامعه است، و پيشگيري از آن از مهم ترين وظايف جامعه است مهمترين وظيفه، نه فقط از بعد اخلاقي، که وجوه ديگر مرتبط با توسعه کشور نيز گواهي بر اين اهميت است.
اين چند وقت شاهد موارد بسيار تلخي بودم .بچه پنج ساله اي معتاد به كراك.اين بچه روزي حدود ۵ هزار تومان كراك مصرف ميكند.مادرش معتاد بوده و بچه هم درگير شده.وقتي به مواد فروش گفتن كه تو چرا به اين بچه مواد ميدهي گفت كه چكار كنم ميتيد اينجا و التماس ميكند.گريه و زاري ميكند كه مواد ميخواهد چكار ميتونم بكنم.
دختري ۱۶ ساله مورد آزار جنسي توسط برادرش و دوستانش قرار ميگيرد و...........هزار مصيبت پشت آن.
كودك ۳ ساله اي توسط پدر معتادش مورد آزار شديد و شكنجه قرار گرفته با مادرش آمده بودند دفتر انجمن.
.......................و دهها مورد ديگر
بعضي وقت ها خيلي سر در گم ميشوم.كه واقعا چه ميتونم بكنيم و به كجا داريم ميرويم.؟
.
صاحب کوره پز خانه آدم خوبی بود.میگفت که همه کارگرها را بیمه می کندو حتی چند روز پیش هم برای همه آنها یخچال خریده است.وقتی هم که لز چگونگی بر طرف کردنمشکل حضور بچه ها در محل کار گفتیم و مطرح کردیم که آیا می شود یک مهد کودک برای این بچه ها زد.خیلی استقبال کرد و گفت من محل و تا حدودی هزینه های آنرا میپردازم اگر کسی بیاید و این کار را بکند.میگفت حدود ۴۰ سال است که این کوره را دارد و تا حالا هیچ کس -چه دولتی و چه غیر دولتی-به آنجا سر نزده و ما اولین کسانی هستیم که به آنجا سر زده ایم.و برای کارگرها و بچه گل بردیم و یک اسباب بازی کوچک.
خلاصه این که خیلی از حضور ما استقبال کردوالبته خانواده ها و بخصوص خانم هانیز-به واسطه این که اکثر همراهان ما خانم بودند و خانمها هم معمولا خیلی خوب و سریع ارتباط برقرار میکنند-خوشحال شده بودند.امیدوارم بتوانیم کاری برای بچه های آنه بکنیم.