تبليغاتX
سیاست اجتماعی
برخی از لیبرال های وطنی که به نظر میرسد از پیامدهای برنامه های تهیه شده که  توسط آنها تهیه و اجرا شده کمی شرمنده هستند و دو سال پیش هم با برپایی نشست هایی در خصوص عدالت در دانشگاه شریف یک فرار به جلو داشتند  .اخیرا بحث دیگری راه انداخته اند تحت این عنوان که روشنفکران ما ضد سرمایه داری هستند و دلیل آن تحت تاثیر بودن آنها از اندیشه های چپ است.یک جای این بحث خوب است که لااقل قبول دارند که خودشان روشنفکر نیستند(این برائتی است برای روشنفکران ایرانی که در جنایات اقتصادی آنها سهیم نباشند)و نکته دیگر این که بازم میخواهند فراری به جلو داشته باشند .اما به نظرم آقایانی مثل طبیبیان.مشایخ.نیلی و...اگر نه جلوی مردم حداقل در نزد وجدان خود باید از مردم و بدبختی هایی که ناشی از سیاستهای طراحی شده آنهاست شرمنده باشند  و پوزش بخواهند که البته  به نظرم این تلاشها هم یک جور تلاش برای رهایی از این شرم است ولیراه حل چندان خوبی انتخاب نکرده اند.مطلب کوتاهی در این خصوص در روزنامه سرمایه نوشتم که اگر بخواهید میتونید ببینید.
+ نوشته شده در 87/02/29ساعت 8:29 توسط فرشید یزدانی |

دیروز برای اولین بار به اتفاق دوستی برای استفاده از فضای کتابخانه ملی جهت مطالعه به آنجا رفتیم.دم در ورودی از من کپی و یا مدرکی که نشان دهد من تحصیلات دانشگاهی دارم خواستند.گفتم مگر اینجا کتابخانه ملی نیست چرا فقط دانشگاه رفته ها باید از آن استفاده کنند و چرا فرد بیسواد یا کم سوادی مثل من نباید از آن بهره ببرد که ممکن است محقق هم باشد.همانگونه که بوده اند و هستند پژوهشگرانی که مدرک دانشگاهی ندارند.تازه اگر هدف ارتقا دانش است ککه امثال من مستحق تریم.گفتند که اینجا برای محققین و کسانی که کار علمی می کنند هست.گفتم نشان محقق بودن که فقط مدرک تحصیلی نیست.مثلا اگر احمد شاملو که حتی دیپلم هم نداشت به اینجا می آمد راهش نمی دادید؟

البته پس از چانه زنی و صحبت با مسئول مربوطه وارد شدم و تا ۹.۳۰ هم آنجا بودم و کلی چیز خوندم.اما این سوال هنوز برام مطرحه که چرا باید ملاک عضویت در کتابخانه ملی مدرک تحصیلی باشد؟   همان موقع آقایی امد ککه چون کارت عضویت با خود نداشت اجازه ورود هم نداشت او یک جلد کتاب اش را که عکسش پشت آن بود را نشان داد و خواهان ورود بود(البته خیلی پر مدعا و کمی هم بی ادب بود) که مسئول مربوطه خیلی مودبانه جواب داد و او هم تا موقعی که ما داخل شدیم نتوانسته بود وارد شود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/02/16ساعت 14:41 توسط فرشید یزدانی |

زمانی که مباحث مربوط به وزارت رفاه مطرح بود یکی از بحث های جدی مواجه لزوم مواجه فعال با فقر توسط این وزارت خانه بود که در قانون هم به آن اشاره شده است.یک دفتری هم در تشکیلات این وزارت خانه وجود دارد که کارش همین است.حالا وزیر محترم میگوید خط فقر به چه درد می خورد .و حالا هم که قبول کرده آنرا حساب کند میگوید به مردم ربطی ندارد و آنرا فقط به مسولان میگویم آنهم یواشکی.این رویکرد از کجا میاید؟

به نظرم این نحوه برخورد از پیش زمیته های ذهنی ایشان در خصوص حق مردم برمیخیزد.در حالی که طبق قانون رفاه جز حقوق اولیه مردم است ایشان به نظر میرسد که معتقدند که باید به مردم صدقه داد و نباید به آنها رو داد که طلب کار بشوند بلکه باید بدانند که این لطف حکومت است که شامل حال آنها میشود. اما چرا خط فقر لازم است:

۱.برای برنامه ریزی در جهت کاهش فقر .

۲.برای تخصیص بودجه

۳.برای نظلرت بر عملکرد سازمانهای مربوطه(که به نظر میرسد چون اعلام آن باعث بی آیرویی میشود پس بهتر است مخفی بماند)

۴.برای هدفمند کردن یارانه که جزو وظایف اصلی وزارت خانه است.

 به نظرم آقای وزیر میداند بررسی و اعلام خط فقر به چه کاری می آید و به همین دلیل که نه برنامه دارد و نه میخواهد نظارتی بر آن باشد از اعلام آن طفره میرود.

+ نوشته شده در 87/02/10ساعت 12:56 توسط فرشید یزدانی |

۱.تیم ملی گلف خانم ها تشکیل شد.ورزش اساسا چیز خوبی هست و ورزش حرفه ای هم زمانی خوبه که بتونه اثرات اجتماعی خود را بر سلامت عمومی بگذارد.هزینه هر جلسه حضور در این میدان ورزشی حدود ۴۰ هزار تومان است.

۲.یک جوان که به یک صندوق صدقات دستبرد زده بود و ۲ هزار تومان دزدیده بود به ۱۰ ضربه شلاق و ۴۰۰ هزار تومان محکوم شد.در این که متخلف باید مجازات شود شکی نیست اما اولا مگر صدقات مال همین مردم فقیر نیست حالا یک نفر راسا خودش اقدام به برداشت کرده است کار متولیان را آسان کرده حالا باید مجازاتش کنیم.ثانیا.اگر این جوان بیچاره اینقدر پول داشت که به سراغ صندوق صدقات نمی رفت .ثالثا اگر این جوان نتونه پول جریمه را پرداخت کند چه میشه؟ نمیدونم.

۳.سه مورد تجاوز به کودکان در صفحه حوادث روزنامه اعتماد نوشته شده بود که دو موردش توسط دو معلم صورت گرفته است(دست آموزش و پرورش درد نکنه).این دیگه شرح نمیخواد.

۴.پارک مخصوص نسوان هم افتتاح شد.سالها برخی از فعالان فمنیست دنبال راه اندازی مراکز مخصوص خانم ها از قبیل قهوه خانه نسوان .بودند حالا می شود به تمامی این فعالان این افتتاح مبارک را تبریک گفت.

۵.از ۱۷۰ کارخانه چایی در استان گیلان ۱۶۹ تای آن در استانه تعطیلی قرار گرفته اند چون که دولت ضوابط خرید محصولات را اعلام نکرده است.البته واردات هم بی تاثیر نبوده است.

+ نوشته شده در 87/02/02ساعت 12:27 توسط فرشید یزدانی |