تبليغاتX
سیاست اجتماعی

جشن چهار شنبه سوری:

وجود روزها و مراسم خاص امری است که تقریباْ در تمامی جوامع وجود دارد و در فرهنگ ایران باستان نیز چنین روزهایی بسیار بوده است. از آن جمله است تیرگان (جشن آب) (مهرگان) و مهمتر از همه نوروز که یکی از این روزها چهارشنبه سوری است که همانگونه که از نامش پیداست جشن است و زمان سرور و شادمانی. پیش از این جشن چهارشنبه سوری با آتش بازی  قاشق زنی  و آجیل خوردن و گاهی هم موسیقی و حرکات موزون برگزار می شد. وسایل آتش بازی هم عمدتاْ روشن کردن آتش و نهایتاْ فشفشه یا دارت هایی بودند که داخلشان از گوگرد سر کبریت پر میشد و به زمین می خورد و صدای ترقه ای از آنها خارج می شد. در آن زمان که این مراسم بدون دردسر برگزار می شد از انواع متنوع ترقه ها و نورافشان های جدید خبری نبود یعنی اصلاْ چنین چیزهایی در بازار وجود نداشت. اما ظاهراْ ضرورتی هم برای ایجاد سرو صداهای کر کننده و خطرناک احساس نمی شد. چرا که اگر چنین نیزای بود انواع ترقه ها و نارنجک های دست ساز همان زمان هم ساخته می شد و در اختیار متقاضیان قرار می گرفت. پس چه شد که اوضاع انقدر تغییر کرد؟ !

برگزاری جشن چهارشنبه سوری ممنوع شد! چرا؟

ظاهراْ به این علت که این جشن نمادی از آتش پرستی است و در نتیجه کفرآلود است و گناهی بزرگ یا شاید اصولاض شادی کردن و پایکوبی هایی که در پی آن برپا میشد و صداهای موسیقی که شنیده می شد پسندیده نبود. اصلاْ شادی کردن در مملکت ما معضلی است. چگونه باید شاد باشیم؟ شادی خود را ابراز کنیم و چه طور هیجان ناشی از شادی را تخلیه کنیم؟! چرا باید در هنگام جشن و شادمانی - به هرعلت- ماموران انتظامی نگران برهم خوردن نظم و امنیت باشند؟

آیا واقعاْ یک نفر هم زمانی که از روی آتش می پرید و شادمانه می خواند "زردی من از تو سرخی تو از من " به فکر کفر گفتن یا پرستش آتش بود؟!

در هر صورت چنین اراده شد که از این مراسم جلوگیری شود و چنین شد که محدودیت و فشار از یک طرف ماجرا و مقابله و ناسازگاری هم از طرف دیگر ماجرا آغاز شد.

نیروی قهریه اعم از رسمی و غیر رسمی هر چه توان داشت به کار برد تا جلوی این مراسم را بگیرد. شب های چهارشنبه سوری خیابان ها صحنه هایی را تداعی می کردند که گویی انقلاب یا کودتایی در راه است جوان ها و نوجوان ها دسته دسته ماننند مجرمان دستگیر میشدند و خانواده های بسیاری نوروزشان را پشت در کمینه و منکرات و دادگاه و .... می گذراندند

هرچه فشار بیشتر شد صدای ترقه ها بلندتر شد تاجایی که دیگر نام ترقه هم برازنده ان نبود و نارنجک ها صحنه جنگ و درگیری را کامل تر کردند. و جالب اینکه یکی دو ماهی قبل از رسیدن چهار شنبه سوری سرو صدای این بمب و نارنجک ها شروع می شد یعنی اصلاْ موضوع دیگر چهارشنبه سوری نبود . موضوع لج و لجبازی بود. وقتی با زور و بدون دلیل منطقی جلوی چیز کوچکی را هم بگیری عکس العملی جز این نخواهید دید. چه رسد به جلوگیری از یک سنت چند هزار ساله بی ضرر!

تبدیل کردن یک مراسم باستانی بی ضرر به یک معضل اجتماعی هم هنری است که از عهده هر کسی بر نمی آید و در این میان چه افرد بسیاری عمدتا از بین چوانان و نوجوانان که سلامتی و حتی جانشان را از دست دادند

پیدا کردن آمار تعداد نابینایان و نقص عضوهایی که هر سال در این روزها دچار حادثه می شوند دشوار نیست.

بعضی خانواده ها کم کم فکر بیرون رفتن در این شب ها را از سر بیرون کردند اما همچنان نگران جوانانشان که حاضر به کوتاه آمدن نبودند.

برخی هم که هنوز پایبند اجرای این سنت بودند دیگر رضایت خاطری از آن کسب نمی کردند . خلاصه آش آنقدر شور شد که صدای آشپز هم درآمد کم کم زمزمه هایی شنیده شد که باید برگزاری این مراسم سرو سامان بگیرد و خود مسئولان دولتی در اجرای آن برنامه ریزی کنند. باید وسایل آتش بازی استناندارد تهیه شود و در اختیار مردم قرار گیرد و ....

بعد از دوم خرداد 76 رویکردهای جدیدی در مواجهه با این مراسم اتخاذ شد. صدا و سیما و مطبوعات به ارشاد مردم و بخصوص جوانان پرداختند و رئیس نیروی انتظامی از باور به شادمانی ها سخن گفت، که البته باید آن را به فال نیک گرفت و بعد از این رویکرد جدید مقداری از هیجانات جوانان کاسته شد. اما هرچه هست تبدیل یک سنت شاد به یک واقعه پلیسی امنیتی سنگی است که در چاه افتاده که اگر مواجهه منطقی با آن صورت نگیرد هر روز تلفات بیشتری از جامعه می گیرد. و به یقین روش مواجهه با آن روش پلیسی نیست.

ضروری است به جهت پیشگیری از اتفاقات تلخی که هر کدام برای خانواده دچار آن یک فاجعه است به هم اندیشی جدی با باور به حقوق شاد زیستن مردم رو آورد شاید بتوان اندکی از زاویه این انحراف پیش آمده کاست.

نوشته شده توسط روشنك عظيم زاده

 

 

+ نوشته شده در 86/12/28ساعت 22:27 توسط فرشید یزدانی |

چند وقتی هست که "چون صاعقه در کوره بی صبری ام" و اتفاقات جالبی هم به این بی صبری یاری میرساند.چندی پیش به یک نمایشگاه رنقاشی از خانم قادری نژاد رفتم ی=تابلویی داشت به نام بیقرار کککه خیلی برام جالب بود و حتما اگر قیمتش برایم سنگین نبود آنرا میخریدم چون خیلی باهاش احساس نزذیکی کردم.بعد یک کتابی خوندم که هر فصل آنرا (که هر فصل آن بیشتر از ۲۰ صفحه نبود)را یک شب آنهم ساعت ۳ به بعد خواندم و بشدت من را به خودش مشغول کرد.(سرشت راستین انسان) هفته گذشته هم به همت دوستی(محمد)به دیدن تاتر سمندریان رفتم که هنوز با من است و به شدت فکرم را مشغول کرده است.موضوع همه ی آن ها انسان بود و سرکشی.به تما اقتصاد خونده ها(و نخونده ها)توصیه میکنم حتما تاتر سمندریان را ببیند.حداقل اندازه یک درس ۴ واحدی میتونه به درک عمق فقر و ناعدالتی اثر گذار باشه.
+ نوشته شده در 86/12/19ساعت 23:48 توسط فرشید یزدانی |

۱.مطابق اعلام گمرک کشور در ۱۱ ماه گذشته میزان واردات کشور بیش از ۴۱ میلیارد دلار بوده است و صادرات غیر نفتی بیش از ۱۱ میایارد دلار.

۲.نرخ تورم در یک سال منتهی به بهمن ماه ۱۷.۸ در صد مطابق اعلام بانک مرکزی.

۳.بانک مرکزی طی اطلاعیه ای کاهش دستوری نرخ بهره بانکی را اشتباه اعلام کرد.

۴.بعد از گزارش آژانس انرژی اتمی دولت پیروزی را جشن گرفت و پرونده را مختومه اعلام کرد(که احتمالا می توان آنرا به خطای مترجمین هم نسبت داد)

۵.قطعنامه با بیشترین آرا(۱۴ موافق و ۱ ممتنع)تصویب شد.حتی لیبی هم رای موافق داد.

..............این دیگه شرح میخواد؟

+ نوشته شده در 86/12/14ساعت 22:4 توسط فرشید یزدانی |

نگاه تبعیض آمیز به انسان ها در هر شکلی بد است و وقتی این نگاه به حوزه ی آگاهی و دانش میرسد کمی هم خنده دار میشود.چندی پیش توسط وزیر آموزش پرورش (که آن موقع سرپرست بود)موضوع متفاوت کردن دروس و حتی سطوح تحصیلی دختران و پسران مطرح شد.هفته گذشته هم طرح سهمیه بندی جنسیتی در اموزش عالی به دستور مقام فخیمه وزیر در دستور کار جهت اجرا قرار داده شد.فکر میکنید چرا باید اینقدر خانمها را از آقایان متمایز دید؟آیا نظام مرد سالار موقعیت خود را در خطر می بیند؟ یا برای حفظ کیان خانواده این تبعیض ها لازم می اید؟ گرچه شاید بعضی از آقایان خیلی مرد خوششان نییاید اما به نظر میرسد همه اینها از ترس این است که این ضعیفه های سنتی دارند قوی میشن و این برای مردای غیرتمند خوبیت نداره که مثلا ۴۰ در صد مردا دانشگاه نرفته باشند ولی ۶۰ در صد زنها رفته باشند و تازه زنهایی که همه چیزشون و از جمله عقلشون نصفه حساب میشده.در هر صورت به نظرم دوران گذر خوبی است و البته امیدوار کننده.به قول بزرگی حرکت تاریخ در جهت ارتقا توان عشق ورزیدن و فهمیدن است و حضور فعال و مثبت زنان در این عرصه گرچه با هزینه هایی جدی مواجه است اما گامی مبارک و برگشت ناپذیر است.
+ نوشته شده در 86/12/10ساعت 0:51 توسط فرشید یزدانی |

کارگران ساختمانی از بی پشتیبان ترین اقشار هستند که علیرغم زحمات کمر شکن و فرسایش شدید کاری از هیچگونه حمایتی برخوردار نیست. اما سازمان تامین اجتماعی پس از مدتها تلاش توانست لایحه ای برای بیمه کردن این کارگران تهیه و این طرح به مجلس برده شد.اما لابی کارفرمایان آنچنان قوی بود که کمیسیون اجتماعی مجلس از اجرایی شدن این لایحه و تبدیل آن به قانونی لازم الاجرا جلوگیری کردو  طی قانون بودجه اجرای آن یک سال به تاخیر افتاد یعنی به وادی فراموشی سپرده شد.جای خالی نهادهای صنفی کارگری اینجا بیشتر نمود می یابد.اگر نیروهای حامی کارگران حضور داشتند به یقین این اتفاق نمی افتاد و بی پناهی کارگران ساختمانی  ادامه نمییافت.اقتصاد سیاسی یعنی همین.
+ نوشته شده در 86/12/08ساعت 17:19 توسط فرشید یزدانی |