تبليغاتX
سیاست اجتماعی
جای تبریک به شبه لیبرال های وطنی دارد که بالاخره سیاستهای پیشنهادی آ نها توسط آقای احمدی نژاد در حال به ثمر رسیدن است و یارانه های لعنتی در حال اضمحلال هستند.گویا سیاست های اقای احمدی نژاد روی دست این دوست داران تعدیل و بازار آزاد زده است و جدای از شفاف سازی ها (که معلوم نیست چرا فقط در کمکی که به دهکهای درآمدی پایین می شود باید صورت گیرد) به بحث کاهش مصرف هم رسیده است.در خبرها امده بود که وزیر محترم کار فرموده اند:انتظار از طرح تحول اقتصادی صرفه جویی تا ۳۰ در صد در مصرف است" .حال اینکه این ۳۰ در صد شامل چه اقلامی است معلوم نیست.اما چند نکته در این خصوص جدای از این که اساسا چرا وزیر کار به این مسله می پردازد مطرح است.

   ۱.کاهش مصرف یعنی کاهش رفاه.حال چرا دولت مدعی عدالت سعی در محدود کردن رفاه جامعه دارد معلوم نیست.شاید این هم از گرایشهای لیبرالی آن ناشا شده باشد.

  ۲.کاهش ۳۰ درصدی در مصرف یعنی کاهش در تولید ناخالص ملی.

   ۳.این محدودیت در زمانی مطرح است که پولدارترین دولت سده اخیر بر سر کار است.

   ۴.شاید بتوان قطع روزانه برق را در راستای این ۳۰ در صد توجیه کرد.

جالب این که در همین روز رییس اتاق بازرگانی تهران اعلام کرد که تحریم ها اثر ۳۰ درصدی بر اقتصاد دارند.پس اگر یارنه ها را قطع کنیم و صرفه جویی کنیم اثر تحریم ها به صفر میرسد.مبارک است انشاا..

 

+ نوشته شده در 87/04/23ساعت 9:21 توسط فرشید یزدانی |

تحقیر انسان از جمله ویژگی های مهم رفتاری در سیستم اقتصادی اجتماعی ماست.به نظر میرسد این مکانیزم ریشه در رویکرد استبدادی و پدر سالارانه داشته باشد که بشدت نیز فعال است.

۱.شما میخواهید برای فرزند خود اسم انتخاب کنید.کسانی قبلا برای شما فکر کرده اند و شما باید در چارچوب ی که آنها میگویند اسم بگذارید.یعنی شما از چنان عقلانیتی برخوردار نیستید که اسم فرزند خودتان را انتخاب کنید.

۲.شما به اتفاق خانواده در پارک به گردش میروید.به خصوص اگر دختر نوجوانی همراه داشته باشد و شما قبلا آنرا به اندازه کافی به واسطه قیود مختلف تحقیر نکرده باشید.با امر به معروف و نهی از منکر مواجه خواهی شد که اساسا توسط انسانهای تحقیر شده دیگری صورت میگیرد.

۳.دولت میخواهد به شما یارانه ای بدهد که از پول نفت است.شما باید بروید در مسجد تایید صلاحیت بشوید و حتما تحقیر.

خلاصه این که هر جا بروید باید به نوعی تحقیر بشوید.چرا میل به تحقیر کردن تا این حد زیاد است؟

به نظرم میرسد که تمامی این ساز وکار در نگاه به انسان ریشه دارد.این انسان گناهکار باید مدام مورد تحقیر قرار گیرد که جلوی نخبگان سر بلند نکند.نگاه از بالا به پایین.نگاه تقسیم کننده انسان ها به درجه اول و دوم.کسی خود را بالاتر از مردم میداند و مدام به تحقی مشغول است.البته نباید از یاد برد که خود او هم حاصل ساز و کار تحقیر است.و با تحقی دیگران دارد تحقیر شده گی خود را جبران میکند.

وقتی این همه آدمهای تحقیر شده میبینم خیلی دلم میگیره.

+ نوشته شده در 87/04/22ساعت 13:31 توسط فرشید یزدانی |

يكي از روساي هلال احمر اعلام كرد كه از داوطلبان اين سازمان در جهت بررسي و كمك به كنترل قيمت ها كمك ميگيرند و استدلالش هم اين بود كه چون گران فروشي و كم فروشي از علل زلزله است پس براي كاهش احتمال زلزله هلال احمر وارد اين عرصه شده است.به اين ميگن آينده نگري.واقعا اگه همه مسولان ما اينقدر آينده نگر بودند چي ميشد.در ضمن اينكه اين نوع برخورد با مسائل هم نوعي برخورد فعال با موضوعات است.آخه تا كي بايد نشست تا اتفاقي مثل زلزله بيفتد بعدوارد عمل شد ميشه از قبل به مواجه با آن رفت .در ادبيات مديريتي به اين ميگن مواجه فعال اثر گذار۰

+ نوشته شده در 87/04/08ساعت 10:59 توسط فرشید یزدانی |

روزنامه ها دیروز خبر از افتتاح اورژانس اجتماعی دادند  که وزیر محترم رفاه آ نرا افتتاح کردند.نکاتی پیرامون این افتتاح:

۱.اورژانس اجتماعی یک بار در زمان آقای خاتمی افتتاح شده بود.افتتاح مجدد آ ن مبارک.

۲.خط ۱۲۳ (که شماره آن به پیشنهاد انجمن حمایت از حقوق کودکان بود)نزدیک به سه سال است که مشغول به کار میباشد.

۳.خط ۱۲۳ علیرغم گفته وزیر یک خط مشاوره ای نیست یک خط مداخله در بحران است.

۴.خط ۱۲۳ اساسا برای یاری کودکان راه اندازی شده است و تعمیم آن به عموم آسیب های اجتماعی چندان منطقی نیست.به نظر میرسد اشتباهی صورت گرفته و خط ۱۴۸ با ۱۲۳ اشتباه گرفته شده است.

۵.گفته شده که ۵۰ اتومبیل از ۱۰۰ اتومبیل در گمرک مانده و دارد کارهای ترخیص آن صورت میگیرد .با توجه به اهمیت موضوع این در گمرک ماندن هم قابل تعمق است.

۶.آقای وزیر فرمودند که درصددیم این خودروها اولین ماشینی باشند که جلوی دختران فراری توقف میکنند.من هم امیدوارم.اما این رویکرد با توجه به تعریف گسترده ای که ایشان در خصوص وظایف این خودروهایی کهتازه ۵۰ تای ؟آن در گمرک مانده است.یک نوع کوچک شمردن مسائل و آسیب های اجتماعی است.

 ....این تقسیم بندی آسیب ها به آسیب های بومی و غیر بومی هم از اون مقولات جالب بود.

توصیه میکنم برای امتحان یک زنگی به ۱۲۳ بزنید و یکی از ؟آسیب های دور و برتان را بگویید .به نظرم نتیجه زیاد جالب نخواهد بود.ما نزدیک ۲ سال است که به نوعی با این خط در ارتباطیم.

+ نوشته شده در 87/03/26ساعت 12:2 توسط فرشید یزدانی |

مطابق اعلام بانک مرکزی نرخ تورم اردیبهشت امسال نسبت به سال گذشته ۲۵ در صد بوده است.

در زمستان کمبود گاز داشتیم و حالا کمبود برق.کارشناسان سازمان مدیریت سابق در بهار سال گذشته هشدار داداه بودند که اگر به فکر نباشیم در زمستان دچار کمبود بگاز خواهیم شد که شدیم.هواشناسی هم اعلام کرد که ما در سال گذشته در خصوص خشکسالی هشدار داده بودیم و به وزارت نیرو هم اعلام کرده بودیم اما خوب کسی گوش نداد.اموروز یکی از کارشناسان هواشناسی گفته که وزارت نیرو در زمستان برای تولید برق از ابهای پشت سدها زیاد استفاده کرده اند بنابر این الان دچار کمبود آب هم هستیم.اثر پروانه ای را می بینید.مسولان محترم  له حرف کارشناسان گوش نمیدهند اول کمبود گاز پیدا می کنیم برای جبران آن برق آبی تولید میکنیم حالا هم کمبود برق داریم هم کمبود آب.

پودر لباسشویی هم  گران شد و هم کم.احتمال قوی این بلا سر دیگر مواد شوینده هم می اید.در نتیجه میزان بیماری ها افزایش خواهد یافت قیمت داروها هم که به شدت افزایش پیدا کرده است.....

 

تازه ترکیه هم برای قطع گاز ادعای یک میلیارد خسارت کرده.

امسال سال تبلور سیاست های دولت نهم است.مواظب خودتون باشید.

+ نوشته شده در 87/03/25ساعت 15:12 توسط فرشید یزدانی |

ارقام کار کودکان بدتر از آن است که فکر مي کرديم. مطابق نتايج ارائه شده از سرشماري نفوس و مسکن سال 1385 که توسط مرکز آمار ايران انتشار يافته است، بيش از يک ميليون و ششصد و هشتاد هزار کودک بين 10 تا 18 سال جزو جمعيت فعال به شمار مي روند، يعني نزديک به 8/12 درصد از کل جمعيت در اين سن، با احتساب تعداد افراد خانه دار در اين رده سني، قريب به 20 درصد کودکان 10 تا 18 سال ما مشغول به کار هستند و جالب اينکه فقط حدود 6/72 درصد کودکان و اين رده سني مشغول به تحصيل مي باشند، اين نسبت درمورد پسران 6/73 و در خصوص دختران 7/71 درصد است. جالب است که بدانيم نسبت کودکان کار در اين رده سني به کل جمعيت در نقاط شهري حدود 15 درصد و در نقاط روستايي نزديک به 29 درصد است.

در جدول زير خلاصه اي از اين آمار ارائه شده است:

                                                                                                                                                        نفر- درصد       

 

کل جمعيت 18-10 سال

جمعيت فعال (شاغل و بيکار)

خانه دار

محصل

تعداد

13253665

1681388

915251

9627993

درصد

100

7/12

6/۷

6/72

 

(لازم به ذکر است ما به التفاوت تعداد و درصد شامل درآمد بدون کار، ساير و اظهار نشده است)

با اين وضعيت آيا تلاشهاي اندک سازمانهايي چون بهزيستي و يا سازمانهاي غير دولتي مي تواند آينده روشني براي کودکانمان ترسيم کند؟ به نظر مي رسد پاسخ منفي باشد. چرا که کل آمارهاي ارائه شده توسط بهزيستي در اين خصوص کمتر از دودرصد اين جمعيت انبوه را در بر مي گيرد. جمعيت انبوهي که با ساز و کارهاي موجود هر روز به تعداد آن افزوده تر مي شود و نه تنها کودکي امروز اين کودکان قرباني و تباه مي شود، که زندگي آينده آنها به صورت جدي با فقر و دهها آسيب ديگر که همراه فقر است، دست به گريبان است. در واقع ارقام بيانگر اين نکته تلخ است، که چرخه فقر در آينده با قدرت بيشتري به توليد مي پردازد. آيا سازمانهاي غير دولتي مسئولند که نتوانسته اند اين چرخه را کند کنند؟ ظرفيت آنها براي جذب و ياري به اين کودکان جقدر است؟ گرچه پرداختن به اين کودکان امري ”خير“ است که بسياري به آن مشغولند، اما نبايد به منشا اين سري که براي کم رنگ کردن آن ”خير“ لازم مي آيد، بيشتر توجه  کرد؟ و دهها سوال ديگر ... .

به نظر مي رسد چه از جنبه مباحث حرفه اي در موضوعات توسعه کشور به موضوع نگاه شود و چه از جنبه هاي اقتصادي و هزينه و فايده اقتصادي و چه از منظر مسئوليت دولت و حوزه هاي اجتماعي، ضروري است به اين موضوع به صورت جدي تري نگاه شود. وضعيت درآمدي کشور از بخش نفت در بالاترين ارقام تاريخي خود قرار دارد و تخصيص اعتبارات لازم به اين موضوع از جمله توجيه پذيرترين گزينه هايي است، که دولت بايد به آن توجه کند. گرچه کودکان، به عنوان ضعيف ترين حلقه هاي اجتماعي، تريبوني براي بيان خواسته هايشان ندارند، گرچه آنها در زمان آسيب ها، جزو آسيب پذيري افراد محسوب مي شود و البته در هنگام توزيع نعمات از اين جايگاه برخوردار نيستند، و گرچه امکان تشکل و سازماندهي  ندارند، اما بر حوزه هاي درگير در اين موضوع لازم است که به انساني ترين وظيفه خود، يعني دفاع از اين کودکان و البته دفاع از کودک در کشورمان، يا پيش بگذارند و با طرح ابعاد واقعي مسئله، که البته داراي ابعاد گسترده و بزرگي استف اذهان عمومي و به تبع آن سياست گذاران و برنامه ريزان به اين امر واقف و حساس سازند.

باور داريم که کار کودکان از جمله زيان بارترين موضوعاتي است که در حوزه مسائل اجتماعي مي تواند اتفاق بيفتد، کار کودکان هم معلول مناسبات و ساز و کارهاي غلط اقتصادي و اجتماعي است و مولد آسيب هاي اجتماعي ديگر. کار کودک مخرب وجه انساني جامعه است، و پيشگيري از آن از مهم ترين وظايف جامعه است مهمترين وظيفه، نه فقط از بعد اخلاقي، که وجوه ديگر مرتبط با توسعه کشور نيز گواهي بر اين اهميت است.

+ نوشته شده در 87/03/20ساعت 15:12 توسط فرشید یزدانی |

نمي دانم گفتن مسائل تلخ خوب است يا بد؟بعضي ها ميگن نبايد با گفتن اين مسائل ديگران را آزار داد.و البته گفتمان سياسي اين موضوع اين است كه نبايد سياه نمايي كرد.اما آيا با نگفتن درد بشري كمتر ميشود يا گفتن و همراهي و همدلي و همفكري خواستن؟

اين چند وقت شاهد موارد بسيار تلخي بودم .بچه پنج ساله اي معتاد به كراك.اين بچه روزي حدود ۵ هزار تومان كراك مصرف ميكند.مادرش معتاد بوده و بچه هم درگير شده.وقتي به مواد فروش گفتن كه تو چرا به اين بچه مواد ميدهي گفت كه چكار كنم ميتيد اينجا و التماس ميكند.گريه و زاري ميكند كه مواد ميخواهد چكار ميتونم بكنم.

دختري ۱۶ ساله مورد آزار جنسي توسط برادرش و دوستانش قرار ميگيرد و...........هزار مصيبت پشت آن.

كودك ۳ ساله اي توسط پدر معتادش مورد آزار شديد و شكنجه قرار گرفته با مادرش آمده بودند دفتر انجمن.

.......................و دهها مورد ديگر

بعضي وقت ها خيلي سر در گم ميشوم.كه واقعا چه ميتونم بكنيم و به كجا داريم ميرويم.؟

 

 

.

+ نوشته شده در 87/03/08ساعت 11:56 توسط فرشید یزدانی |

روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت به مناسبت روز کارگر.با چند تن از دوستان انجمن و دو نفر خبرنگار به بازدید کارخانه آجرپزی در جنوبی ترین نقطه شهر(پاسگاه نعمت آباد )رفتیم.در یک کارخانه .حدود ۱۲۰ نفر کار می کردند.همه کارگران فصلی بودند که عمدتا ازمشهد و شهرهای اطراف آن آمده بودند و بصورت خانوادگی.مرد به اتفاق همسر.خواهر.برادر و گاه بچه هایشان کار میکردند.حدود ۴۰ واحد کوچک مسکونی (شامل یک اتاق .حمام و دستشویی)توسط صاحب کار در اختیار آنها گذاشتهه شده بود.بچه های کوچک تر (تا سن دبستان)نیز مجبور بودند همراه مادر خود سرکار باشند و خاک بازی کنند.بچه هایی بین ۱.۵ تا۲ سال هم آنجا بود.والبته نوجوانان ۱۶-۱۷دساله هم که کار میکردند.مادر بچه ها می گفتند اینجا پارک بچه ها است.البته الان هوا خوب بود و از یک ماه دیگر این بچه ها با معضلات جدی و بیماری های جدی تری روبرو می شوند.

صاحب کوره پز خانه آدم خوبی بود.میگفت که همه کارگرها را بیمه می کندو حتی چند روز پیش هم برای همه آنها یخچال خریده است.وقتی هم که لز چگونگی بر طرف کردنمشکل حضور بچه ها در محل کار گفتیم و مطرح کردیم که آیا می شود یک مهد کودک برای این بچه ها زد.خیلی استقبال کرد و گفت من محل و تا حدودی هزینه های آنرا میپردازم اگر کسی بیاید و این کار را بکند.میگفت حدود ۴۰ سال است که این کوره را دارد و تا حالا هیچ کس -چه دولتی و چه غیر دولتی-به آنجا سر نزده و ما اولین کسانی هستیم که به آنجا سر زده ایم.و برای کارگرها و بچه گل بردیم و یک اسباب بازی کوچک.

خلاصه این که خیلی از حضور ما استقبال کردوالبته خانواده ها و بخصوص خانم هانیز-به واسطه این که اکثر همراهان ما خانم بودند و خانمها هم معمولا خیلی خوب و سریع ارتباط برقرار میکنند-خوشحال شده بودند.امیدوارم بتوانیم کاری برای بچه های آنه بکنیم.

+ نوشته شده در 87/03/01ساعت 9:55 توسط فرشید یزدانی |

برخی از لیبرال های وطنی که به نظر میرسد از پیامدهای برنامه های تهیه شده که  توسط آنها تهیه و اجرا شده کمی شرمنده هستند و دو سال پیش هم با برپایی نشست هایی در خصوص عدالت در دانشگاه شریف یک فرار به جلو داشتند  .اخیرا بحث دیگری راه انداخته اند تحت این عنوان که روشنفکران ما ضد سرمایه داری هستند و دلیل آن تحت تاثیر بودن آنها از اندیشه های چپ است.یک جای این بحث خوب است که لااقل قبول دارند که خودشان روشنفکر نیستند(این برائتی است برای روشنفکران ایرانی که در جنایات اقتصادی آنها سهیم نباشند)و نکته دیگر این که بازم میخواهند فراری به جلو داشته باشند .اما به نظرم آقایانی مثل طبیبیان.مشایخ.نیلی و...اگر نه جلوی مردم حداقل در نزد وجدان خود باید از مردم و بدبختی هایی که ناشی از سیاستهای طراحی شده آنهاست شرمنده باشند  و پوزش بخواهند که البته  به نظرم این تلاشها هم یک جور تلاش برای رهایی از این شرم است ولیراه حل چندان خوبی انتخاب نکرده اند.مطلب کوتاهی در این خصوص در روزنامه سرمایه نوشتم که اگر بخواهید میتونید ببینید.
+ نوشته شده در 87/02/29ساعت 8:29 توسط فرشید یزدانی |

دیروز برای اولین بار به اتفاق دوستی برای استفاده از فضای کتابخانه ملی جهت مطالعه به آنجا رفتیم.دم در ورودی از من کپی و یا مدرکی که نشان دهد من تحصیلات دانشگاهی دارم خواستند.گفتم مگر اینجا کتابخانه ملی نیست چرا فقط دانشگاه رفته ها باید از آن استفاده کنند و چرا فرد بیسواد یا کم سوادی مثل من نباید از آن بهره ببرد که ممکن است محقق هم باشد.همانگونه که بوده اند و هستند پژوهشگرانی که مدرک دانشگاهی ندارند.تازه اگر هدف ارتقا دانش است ککه امثال من مستحق تریم.گفتند که اینجا برای محققین و کسانی که کار علمی می کنند هست.گفتم نشان محقق بودن که فقط مدرک تحصیلی نیست.مثلا اگر احمد شاملو که حتی دیپلم هم نداشت به اینجا می آمد راهش نمی دادید؟

البته پس از چانه زنی و صحبت با مسئول مربوطه وارد شدم و تا ۹.۳۰ هم آنجا بودم و کلی چیز خوندم.اما این سوال هنوز برام مطرحه که چرا باید ملاک عضویت در کتابخانه ملی مدرک تحصیلی باشد؟   همان موقع آقایی امد ککه چون کارت عضویت با خود نداشت اجازه ورود هم نداشت او یک جلد کتاب اش را که عکسش پشت آن بود را نشان داد و خواهان ورود بود(البته خیلی پر مدعا و کمی هم بی ادب بود) که مسئول مربوطه خیلی مودبانه جواب داد و او هم تا موقعی که ما داخل شدیم نتوانسته بود وارد شود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/02/16ساعت 14:41 توسط فرشید یزدانی |